هدف پژوهش: خطمشیهای سازمانی بهعنوان ابزاری برای هماهنگی تدوین میشوند، اما نحوه نگارش و ابهام زبانی آنها میتواند بهجای فصلالخطاب، به محرکی برای بروز رفتارهای اعتراضی تبدیل شود. این پژوهش باهدف واکاوی نقش میانجی زبان خطمشیهای سازمانی در شکلگیری واکنشهای اعتراضی و تبیین چگونگی تبدیل ابهامات متنی به تنشهای تفسیری و رفتاری میان کارکنان و مدیران انجام شده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استراتژی مطالعه موردی بر روی آییننامه استخدامی اعضای غیر هیئتعلمی وزارت علوم انجام شد. دادهها از طریق تحلیل سند و مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری گردید. برای تجزیهوتحلیل دادهها از استراتژی «ماتریس تقابلی» جهت شناسایی الگوهای متضاد معنایی استفاده شد و اعتبار یافتهها از طریق تکنیک «بازبینی توسط مشارکتکنندگان» تضمین گردید.
یافتههای پژوهش: تحلیل مواد قانونی نشان داد که ابهام زبانی در سه خوشه «اختیاری» (واژه میتواند)، «شرطی» (شروط اعتباری) و «ارجاعی» (حواله به آینده) تبلور مییابد؛ این ابهامات با ایجاد تضاد میان برداشتها توسط کارکنان و مدیران، زمینهساز شکافهای تفسیری و بروز واکنشهای اعتراضی میگردد.
نتایج پژوهش: نتایج نشان میدهد ابهام زبانی میتواند مشروعیت تصمیمات مدیریتی را نزد کارکنان از بین ببرد و نارضایتی ذهنی را به کنش اعتراضی تبدیل میکند؛ لذا شفافیت زبانی و پاکسازی متنی خطمشیها، ضرورتی راهبردی برای بازسازی اعتماد و پیشگیری از تنشهای سازمانی است.