پژوهش حاضر با هدف هوش مصنوعی و پدیدآیی اکوسیستم شغلی متمایز در شرکتهای دانش بنیان، انجام پذیرفته است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از منظر روش گردآوری اطلاعات در زمره پژوهشهای اکتشافی قرار میگیرد که در دو بخش کیفی و کمی انجام پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش در دو بخش کیفی و کمی اساتید دانشگاه و مدیران شرکتهای دانش بنیان هستند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری 20 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است و در بخش کمی پرسشنامه میباشد. در این پژوهش به منظور تحلیل دادهها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری از طریق نرمافزار مکسکیودیای و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است. یافتههای پژوهش نشان دادکه از میان 20 پیامد شناسایی شده، شکلگیری تیمهای ترکیبی شامل انسان و سیستمهای هوشمند برای دستیابی به اهداف مشترک با شاخص مرکزی (21/25)، ضرورت بازآموزی و ارتقای مستمر مهارتها (Reskilling & Upskilling) با شاخص مرکزی (03/25) و همزیستی مشارکتی میان کارکنان و سیستمهای هوشمند در راستای اهداف سازمانی با شاخص مرکزی (25) به ترتیب مهمترین پیامدهای هوش مصنوعی درشکلگیری اکوسیستم شغلی متمایز در شرکتهای دانش بنیان، میباشند.